ماه: آبان ۱۳۹۷

به بهانه باران…

زمین خیس و هوای دل انگیز. کی آمدی که ندیدمت؟! آمدی و رفتی و اثرت به لطافت هرچه تمامتر باقیست. باران از عجایب است. قدرت این را دارد که دلها را به هم نزدیکتر کند. باران که میبارد همه توجهها معطوف آن میشود. همه بیاختیار لبخند شکر بر لبانشان مینشیند و آرام میشوند…

شروع همیشه سخت است!

شروع همیشه سخت است. بسان دیو می‌ماند! یک سالی بود که دغدغه ایجاد صفحه شخصی را داشتم اما “چیزی” مانعم می‌شد. نمی‌دانم آن “چیز” چه بود. هیچوقت برای نوشتن به سختی نیفتادم. همیشه در خلوتم می‌نوشتم. نوشتن حالم را خوب می‌کرد. گاهی برای دوستم بخشی از نوشته‌هایم را می‌خواندم و او می‌گفت: چرا نشر نمی‌دهی؟ و من می‌گفتم: نمی‌دانم! می‌خواهم اما حوصله‌اش را ندارم. چرا نشر بدهم؟! بلد نیستم و …

بارها شده است که اتفاقی دفترچه‌هایی را که از قدیم پر کرده‌ام، دیده‌ام و بعضی نوشته‌ها موجب شگفتی‌ام شد! باور نمی‌کردم که این جملات را من نوشته‌ام! چه بسیار نوشته‌هایی که دورشان انداخته‌ام تنها به این دلیل که نیازی نمی‌دیدم نگهشان دارم یا نشرشان دهم…

به این نکته پی بردم که نوشتن افکار و احساس و در میان گذاشتن آنها گاهی می‌تواند موجب گشایش در افکار و زندگی دیگری شود. کما اینکه چه بسیار نوشته‌هایی که موجب رشد و گشایش در افکار، احساس و زندگی من شدند. لازم نیست حتما نویسنده کتابی باشی تا اثرگذار باشی! تا دیگران افکارت را بخوانند. می‌توان با همین وبلاگ‌ها و صفحه‌های شخصی هم اثرگذار بود.

حال می‌خواهم بنویسم. از هر آن چیزی که می‌اندیشم و احساس می‌کنم. تلاشم این است که خودسانسوری نداشته باشم و راحت بنویسم.

تو ای دوست من که این نوشته‌ها را می‌خوانی. تو هم بنویس و افکار و احساست را با من در میان بگذار…

آغاز

<div style=”text-align: justify; line-height: 2;”>

سلام

خیلی فکر کردم اولین نوشته‌ام چه باشد. شروع همیشه سخت است. می‌خواهی تمام دانش، آگاهی، سلیقه و هنرت را جمع کنی و آغاز کنی! بماند که همین وسواس بارها مرا از آغاز منع کرده است. از زاویه دید من دنیای ما انسانها با دو چیز ساخته شده است: خواندن و نوشتن. نمی‌توانم دنیای بدون کلام، بدون زبان نوشتاری و بدون کتاب را تصور کنم. برای بسیاری از انسان‌ها نوشتن از خود،  جز سخت‌ترین کارها محسوب می‌شود و همین کار سخت، آغاز سفری درونیست به عمق وجود…

از زمانی که خواندن و نوشتن جز جدایی‌ناپذیر زندگی‌ام شد، دگردیسی و ارتباطم با درون شکل گرفت. اگر معجزه‌های الهی دسته‌بندی داشت، نوشتن و اثر کلمات هم جزیی از آن بود. همانند کتاب پیامبران الهی. پس ای انسان، ای هم‌روح و جنس من. بنویس و بخوان تا بعد دیگر وجودت را تجربه کنی.

با عشق و احترام

</div>