افکار و احساس

گستردگی اطلاعات…محتوای عمیق و تاثیرگذار؟!

چند روز پیش در برنامه کتاب باز جناب آقای فراستی داشتند در مورد ادبیات روس و نویسندگان بزرگ آن صحبت می‌کردند. افرادی مانند گوگول، پوشکین، داستایوفسکی و چخوف. صحبت درباره آثار ادبی غنی و زیبای این نویسندگان بود.

سوالی که برای من ایجاد شد این بود که آیا شرط تولید محتوایی عمیق (ادبی) ، لزوما و صرفا دسترسی به اطلاعات است؟

به بهانه باران…

زمین خیس و هوای دل انگیز. کی آمدی که ندیدمت؟! آمدی و رفتی و اثرت به لطافت هرچه تمامتر باقیست. باران از عجایب است. قدرت این را دارد که دلها را به هم نزدیکتر کند. باران که میبارد همه توجهها معطوف آن میشود. همه بیاختیار لبخند شکر بر لبانشان مینشیند و آرام میشوند…

شروع همیشه سخت است!

شروع همیشه سخت است. بسان دیو می‌ماند! یک سالی بود که دغدغه ایجاد صفحه شخصی را داشتم اما “چیزی” مانعم می‌شد. نمی‌دانم آن “چیز” چه بود. هیچوقت برای نوشتن به سختی نیفتادم. همیشه در خلوتم می‌نوشتم. نوشتن حالم را خوب می‌کرد. گاهی برای دوستم بخشی از نوشته‌هایم را می‌خواندم و او می‌گفت: چرا نشر نمی‌دهی؟ و من می‌گفتم: نمی‌دانم! می‌خواهم اما حوصله‌اش را ندارم. چرا نشر بدهم؟! بلد نیستم و …

بارها شده است که اتفاقی دفترچه‌هایی را که از قدیم پر کرده‌ام، دیده‌ام و بعضی نوشته‌ها موجب شگفتی‌ام شد! باور نمی‌کردم که این جملات را من نوشته‌ام! چه بسیار نوشته‌هایی که دورشان انداخته‌ام تنها به این دلیل که نیازی نمی‌دیدم نگهشان دارم یا نشرشان دهم…

به این نکته پی بردم که نوشتن افکار و احساس و در میان گذاشتن آنها گاهی می‌تواند موجب گشایش در افکار و زندگی دیگری شود. کما اینکه چه بسیار نوشته‌هایی که موجب رشد و گشایش در افکار، احساس و زندگی من شدند. لازم نیست حتما نویسنده کتابی باشی تا اثرگذار باشی! تا دیگران افکارت را بخوانند. می‌توان با همین وبلاگ‌ها و صفحه‌های شخصی هم اثرگذار بود.

حال می‌خواهم بنویسم. از هر آن چیزی که می‌اندیشم و احساس می‌کنم. تلاشم این است که خودسانسوری نداشته باشم و راحت بنویسم.

تو ای دوست من که این نوشته‌ها را می‌خوانی. تو هم بنویس و افکار و احساست را با من در میان بگذار…