قهوه دمی تازه بهانه‌ای برای نوشتن!

کافه شلوغ است. مثل همیشه. تماس نگرفتم برای رزرو. برایم غریب است رزرو برای یک نفر! داخل می‌شوم.

دختر صندوق‌دار می‌گوید برای الان جا نداریم. حتی میز اجتماعات هم پر است.

کمی مکث می‌کنم.

اگر می‌خواهید می‌توانید تلفنتان را بدهید؛ خالی شود تماس می‌گیرم خدمتتان.

مردد می‌مانم. هیچ وقت دوست ندارم برای رستوران یا کافه “در صف” بمانم. حس ناخوشایندی برایم دارد. اینجور مواقع با خودم می‌گویم مگر قحطی کافه و رستوران است که بخواهم منتظر شوم میز خالی شود؟!

چهار میثاق – معرفی کتاب

برگرفته از پیشگفتار مترجم

این کتاب حاصل تجربیات و اندیشه‌های مردی است از تبار سرخپوستان آمریکای مرکزی، که باورهای بنیادی تولتک‌ها را به زبانی ساده با مثال‌های قابل فهم و طبقه‌بندی بسیار مفید و موثر به نسل‌های جدید ارمغان کرده، با این امید که رویای سیاره زمین را تغییر دهند.

درباره تولتک‌ها

گستردگی اطلاعات…محتوای عمیق و تاثیرگذار؟!

چند روز پیش در برنامه کتاب باز جناب آقای فراستی داشتند در مورد ادبیات روس و نویسندگان بزرگ آن صحبت می‌کردند. افرادی مانند گوگول، پوشکین، داستایوفسکی و چخوف. صحبت درباره آثار ادبی غنی و زیبای این نویسندگان بود.

سوالی که برای من ایجاد شد این بود که آیا شرط تولید محتوایی عمیق (ادبی) ، لزوما و صرفا دسترسی به اطلاعات است؟

به بهانه باران…

زمین خیس و هوای دل انگیز. کی آمدی که ندیدمت؟! آمدی و رفتی و اثرت به لطافت هرچه تمامتر باقیست. باران از عجایب است. قدرت این را دارد که دلها را به هم نزدیکتر کند. باران که میبارد همه توجهها معطوف آن میشود. همه بیاختیار لبخند شکر بر لبانشان مینشیند و آرام میشوند…